Event
|رویداد

     
     
   
 

علی کیان مهر
در 26ام مرداد 1387 که تلویزیون مراسم
افتتاحیه "چهارمین نمایشگاه پوستر اسماءالحسنی" را نشان می داد متوجه شدم یکی از کارهای تایپوگرافی بنده روی دیوار است. بعداز پیگیری متوجه شدم خانمی به نام "افسانه درویش" کار من را با نام خود در نمایشگاه شرکت داده. بعد از مکاتبه، پیگیری و مراجعه مداوم به موزه هنرهای معاصر، روابط عمومی خانه هنرمندان، انجمن گرافیک، حوزه هنری، قسمت های مختلف وزارت ارشاد اسلامی و دادسرای عمومی انقلاب هیچ موفقیتی حاصل نشد. در فضای آشفته و بی حساب کتاب هنر ایران، که هیچ گونه قانونی یا معیار و محکی جهت سنجش ارزشهای هنری یا حفظ حقوق مادی و معنوی هنرمندان وجود ندارد خیلی طبیعی است که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی امور هنری ممکلت هستند شاهد برخوردهای سطحی با اینگونه موارد باشیم و بشنویم که "این کار شما، فونت کامپیوتریه، هرکسی می تونه این کارو بکنه، بچه ی منم می تونه" و یا در جای دیگر جواب می دهند "حتما از کارشما خوشش اومده که برداشته" و یا "متاسفانه هیچ اقدام اجرایی نمی تونید بکنید" و یا "خودتون که میدونید اینجا ایرانه، دستتون به هیچ جا بند نیست" و بسیار ساده از کنار آن عبورمی کنند.

 

 
   
     
 

بهرحال، در كشوری که قوانين كپي رايت مراعات نمي‌شود، چندان نمی شود در این مورد بحث کرد. براي افرادي نظير من، دستیابی به حقوقم کاری بسیار دشوار و غیرممکن است. و هیچ مرجع و نهادی هم برای پاسخگویی به این مسائل وجود ندارد. لذا هنرمندان هیچ حقوق و اختیاری نسبت به آفریده های ذهنی، فکری و هنری خودشان ندارند. وقتی بنده بسیار سرسختانه پیگیر این ماجرا شدم، دست آخر از طرف مسوولین نمایشگاه قرار شد جلسه ای با حضور ریاست نمایشگاه، دبیر نمایشگاه، خانم درویش و بنده گذاشته شود، که قضیه به صورت دوستانه و آرام تمام شود  و با یک معذرت خواهی سر و ته قضیه هم آورده شود، اما متاسفانه خانم افسانه درویش بعداز مطلع شدن از موضوع به یکباره ناپدید شدند و این جلسه هم صورت نگرفت تا نمایشگاه تمام شد.